مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

727

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 1 ، 2 ، ص 19 . مركب تام ر . ك : جمله‌هاى تام مركب تام انشايى ر . ك : جمله‌هاى انشايى مركب تام خبرى ر . ك : جمله‌هاى خبرى مركب مزجى مركب غير تقييدي غير متضمن معناى حرفى در جزء دوم آن مركب مزجى ، نوعى مركب ناقص غير تقييدى است كه از دو اسم يا از يك اسم و يك فعل تركيب شده و در حكم يك كلمه است ، مانند : « بعلبك » كه از بعل نام يك بت و بك ( نام يك پادشاه ) تركيب شده و براى شهرى در لبنان علم شده است . توضيح : مركب ، از دو يا چند كلمه تشكيل شده است ، كه اگر در اين تركيب ، نسبت حكميه وجود داشته باشد ، به آن مركب تام مىگويند ، اگر نسبت حكميه وجود نداشته باشد ، به آن مركب ناقص مىگويند ، كه دوگونه است : 1 . اگر يك جزء آن براى جزء ديگر قيد باشد ، يعنى بين آنها نسبت تقييدى وجود داشته باشد ، به آن مركب ناقص تقييدى مىگويند ، كه يا وصفى است و يا اضافى ؛ 2 . اگر يك جزء آن براى ديگرى قيد نباشد ، به آن مركب ناقص غير تقييدى مىگويند ، كه چند نوع است ، زيرا يا در حكم كلمه واحد است يا نيست . آنجا كه در حكم يك كلمه نيست ، مثل : « منك » يا « فيك » و آنجا كه در حكم يك كلمه است دو صورت دارد ، چون يا جزء دوم آن متضمن حرف است ، مثل : « خمسه عشر » كه در اصل « خمسة و عشر » بوده است ، و يا متضمن حرف نيست ، كه به آن مركب مزجى مىگويند و به دو صورت مىآيد ، زيرا يا مركب از دو اسم است ، مثل : « بعلبك » و يا مركب از يك اسم و يك فعل مىباشد مثل : « تأبّط شرّا » ؛ در اين نوع نيز يا فعل بر اسم مقدم است يا مؤخر . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص ( 535 - 534 ) . خوانسارى ، محمد ، منطق صورى ، ص 69 . شهابى ، محمود ، رهبر خرد ، ص ( 25 - 24 ) . آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 1 ، 2 ، ص 19 . مركب وصفى مركب ناقص تقييدى به صورت صفت و موصوف مركب وصفى ، از اقسام مركب ناقص تقييدى است كه يك جزء آن وصف جزء ديگر است ، مانند : « خانه بزرگ » و « پسر دانا » كه تركيب در هر دو ، به صورت صفت و موصوف مىآيد . نكته اول : مركب ناقص تقييدى آن است كه يك جزء آن ، جزء ديگرش را قيد بزند ؛ به بيان ديگر ، ميان آنها نسبت تقييدى وجود داشته باشد ، كه بر دو قسم وصفى و اضافى است . نكته دوم : فرق صفت و موصوف با مضاف و مضاف اليه آن است كه صفت را مىتوان به موصوف نسبت داد و مثلا گفت : « خانه بزرگ است » ، اما مضاف اليه را نمىتوان به مضاف اسناد داد و گفت : « خانه زيد است » . تهانوى ، محمد اعلى بن على ، كشاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، ج 1 ، ص 534 . خوانسارى ، محمد ، منطق صورى ، ص 68 . آمدى ، على بن محمد ، الإحكام فى اصول الأحكام ، ج 1 ، 2 ، ص 19 . مروى به لفظ معصوم ر . ك : نقل به لفظ مره و تكرار بحث از دلالت يا عدم دلالت صيغه امر بر تكرار يا عدم تكرار متعلق امر مرّه و تكرار ، از مسائلى است كه در بحث « صيغه امر » به آن پرداخته مىشود ؛ به اين بيان كه : هرگاه صيغه « افعل » عارى از هرگونه قرينه دلالت‌كننده بر مرّه و يا تكرار ، به كار رود ، آيا بر مرّه دلالت مىكند كه در نتيجه ، بر مكلف لازم باشد در مقام امتثال ، فقط يك بار امر مولا را به‌جا آورد ، يا بر تكرار دلالت مىكند تا بر مكلف واجب باشد امر را چند بار انجام دهد ، يا بر هيچ‌يك دلالت نمىكند . همچنين در اينكه اين بحث مربوط به ماده امر است يا هيئت امر ، يا هر دو ، اختلاف وجود دارد . برخى از اصولىها مسئله را از دو ديد بررسى نموده‌اند : از ديد دلالت ظهور وضعى صيغه امر و از ديد دلالت ظهور اطلاقى آن . أ ) به لحاظ ظهور وضعى ، چهار نظريه وجود دارد : 1 . صيغه افعل براى دلالت بر مرّة وضع شده و استعمال آن در تكرار مجازى است ؛ 2 . صيغه افعل براى دلالت بر تكرار وضع شده و استعمال آن در مرّة مجازى است ؛ 3 . صيغه افعل مشترك لفظى ميان مرّه و تكرار بوده و براى هريك جداگانه وضع شده است ؛ 4 . صيغه افعل نه بر مرّه دلالت مىكند و نه بر تكرار ، بلكه فقط بر « طلب نفس طبيعت » به نظر برخى يا « بعث اعتبارى به طبيعت » به نظر برخى ديگر دلالت مىنمايد و هيچ‌يك از ماده و هيئت آن بر فور يا تراخى دلالت نمىكند .